یادم میاد یادم میاد یه روز و روزگاری
واسه هم مینوشتیم رو درختا یادگاری
هم درختارو بریدن
هم شاخه هاشو چیدن
با جدایی بین ما
نفس راحت کشیدن
سلام
یه سلام به عدد نظراتون
اره دقیقا هون قدر
چون ارزش ما همونقدره
پس ماهم در حد خودمون سلام میکنیم
امیدوارم حالتون خوب باشه
درساتون هم خوب پیش بره
................................................................![]()
...................................................................................................................![]()
................................................................![]()
ضد دختر عزیز:مرسی وبت جالبه![]()
واسه ی تبادل لینکم ما موافقیم
سوگند جون:هم مرسی از تعریفت هم مرسی که تبریک گفتی قبولیمو
هر دفعه اپ یجوره گلم ولی
سعی میکنیم زیاد باشه تا جایی که میتونیم... ماهم دق خوردیم از نظرا سوگند جون![]()
![]()
ربــه کا مرواریـــد ســـارا گلم:مرسی دوستای گلم که همیشه میسرید![]()
shahrzad جون:مرسی از تبریکت گلم
منم باهات موافقم ما باید همیشه از کامران و هومن دفاع کنیم
در مورد اینکه اپ قبل داستان نداشت ولی این اپ جبران شد![]()
atefeh گلم:مرسی از تبریکت خانوم گل
المیراهم سلام میرسونه گلم...ایندفعه دیگه هم داستان
داریم هم عکس
بعضی وقتا فقط یکیشونو داریم چون وقت نشده مثلا داستان بنویسیم یا عکس بزاریم
گلم...وب نداری؟پس با یه عاطفه ی دیگه اشتباهت گرفتم
...در مورده بنفشه ام میگن اینا شایعس
یاور نکن گلم
اگرم دوستیه ما همه میدونیم یه دوستیه سادس
بهار اجی گلم:مرسی اجی از تعریفات
منم دوست دارم اجی در ضمن تو هیچوقت مزاحم نیستی
سحروپریا اجیای مهربونم:مرسی که همیشه عکساتونو به ما میدین و ماروهم شریک میدونین گلای من
مرسی واسه تبریکتون شما که وقت نمیخواین شما هر وقت خواستین بیاین گلای من![]()
سر
زدنتونم از روی لطفه وظیفه نیس بازم ممنون اگرم اسمتونو نوشتم چون وظفه بود و خیلی لطف کرده
بودین و منم به شما افتخار میکنم...من واسه یچی باید ناراحت شم که شما حرفاتونو به من میزنین
خیلی خوشحال شدم اومدین تو وب و گفتین ممنون منم دوستون دارم خیلی زیاد
maryam عزیزم:مرسی گل من
اینم داستان
عاطفه گلم:اشکال نداره همینکه بیادم بودی بسه مرسی که تولدمو تبریک گفتی
وبت خیلی خوشگلو
عالیه این حرفارو نزن گلم..اینم داستان مرسیم که قبولیمو تبریک گفتی عزیزم![]()
پریسا عزیزم:مرسی از این همه تعریفت عزیزم نظر لطفته چشم حتما سعی میکنیم زود اپ کنیم اگه
نظرا اندازه شد ![]()
اقا بهنام:ممنون![]()
سونیا گل:ممنون و مرسی واسه تبریک قبولیت عزیزم![]()
مهوش گلم:ممنون گلم خیلی لطف داری![]()
zed bazi عزیز:ممنون از لطفتون![]()
اقا ehsan:ممنون
به اون اهنگم توجه نکن شخصیت خودشونو نشون دادن
غزاله جون:مرسی عزیزم لطف داری![]()
اقا mohammadkh021:![]()
سورنا دیوونه ی هومن گل:ممنون عزیزم
...ما بعضی از قسمت های های لایتو دیدیم خیلی قشنگه
...اینم از داستان گلم
درسا جون:ممنون گلم
ما سعی میکنیم زود اپ کنیم اگه نظرا به اندازه بشه
بهاره و شیمای گل:ممنون از این همه لطفتون حتما سر میزنیم شماهم بازم بیای خوشحالمون میکنین![]()
....................................................................................................................![]()
...........................................................![]()
....................................................................................................................![]()
چون ما قدر ۹۲ تا ارزش داریم پس منم تو ۹۲تا جمله براتون داستانو مینویسم
...............................................![]()
...............................................![]()
...............................................![]()
لازم به ذکر است که من با همتون قهر میباشم امیدوارم که بدونین من کی هستم-۱۰۰٪یقیقن دارم نمیشناسین-![]()
................................................................................![]()
.......................................................![]()
............................![]()
.......![]()
داستان از این به بعد ۲طرفه میشه ۱طرفشو کاوه میگه توی خونه ی خودشون ۱طرفشم مثل همیشه از زبون سحره توی ایران
..............
..............
بالاخره رسیدیم هوا هوای خونمون بود از خوشحالی نمیدونستیم چیکار کنیم فقط میدویدیم که زودتر از بازرسی و چک پاسپورتو اینا بگذریم که بریم خونه چون پروازمون ایرانی بودن همه توش تقریبا خیلی بهمون سخت گرفتن البته به اونایی که سیتیزن نبودن ولی خب خیلی کارامون طولانی شد وقتی اومدیم تو سالن ترنسپورت خبری از کسی نبود المیرا:نیومدن؟ کاوه:گفتن میایم که شاید کار پیش اومده براشون بیا خودمون میریم المیرا:صب کن حالا شاید بیان چند لحظه بعد قبل از این که من بتونم جواب الو بدم صدای جیغ اومد بد نصف سالن هجوم بردن سمت در المیرا:وای چی شد؟ کاوه:به ما چه؟بیا بریم میخواستن بیان می اومدن المیرا:ا کاوه کاوه هومنه!-ذوق- کاوه:گفتم که خودمون بریم مگه میتونی از زیر اوار جمعیت درشون بیاری تو!؟
و حرف کاوه هم درست بود چون تا تقریبا 1ساعت بعدش شایدم بیشتر منتظرشون بودیم که بیان
کاوه:بابا من خسته ام خوابم میاد اگه اون موقع که گفتم رفته بودیم الان رسیده بودیما داشتیم دوش میگرفتیم بریم بخوابیم! کامران:حالا این 1ساعتو فک کن تاخیر داشتین المیرا جیغ زد بعد محکم هومنو بغل کرد کاوه:باز شروع شد خدایا هومن برای کاوه ابرو انداخت بالا:دلم تنگ شده بود عشقم المیرا:منم دلم خیلی تنگ شده بود هومنم کاوه:اه اه اه کهیرام داره میریزه بیرون همینجور میریزه بیرون هومن:عششششقم!
کاوه:کاش برگردیم بازا نبودی هومن ارامش داشتم 2باره روز از نو روزی از نو المیرا:ااا به تو چه!
هومن:
حسوده عشقم ولش کن کامران:بریم خونه بقیه عشقتونو بریزین به پای هم زشته اینجا هومن:چیش زشته؟دارم به نینی مون و مامانش محبت میکنم مگه بده کاوه صداشو صاف کرد به خاطر حرف هومن با المیرا با هم نگاه رد و بدل کردن هومن:چیه؟کاوه جون حسودت میشه نی نی نداری؟ کامران:بذار به دنیا بیاد اونوقت میبینیم کی به کی حسودیش میشه کاوه:میگم بهت حالا
رفتیم تو ماشین وسطای راه بودیم هومن و المیرا داشتن اروم باهم حرف میزدن یهو صدای المیرا بلند شد:هومنم اینقد نگو نی نی!تو که بابا نشدی! هومن:خب میشم عیب نداری یه ذره باید صب کنیم! المیرا:نه!صب نمیخواد بکنی نه نه ینی... هومن اخم کرد:ینی چی؟ المیرا:خب ما ینی من تصادف کردم هومن:خب عزیزم تموم شد الانم سالمین پیش منین
المیرا:هومنم من فقط! هومن:یعنی چی من فقط؟بگو خب عشقم چی میخوای بگی؟ کاوه:اهان من گشنمه کامران وایسا هومن بره یه چیزی بخره برامون بیاد هومن:خودت برو من تازه بداز این همه وقت عشقمو دیدم میخوام پیشش باشم کاوه:بابا هومن تو باید بری ینی حالا برو کامران:چیزی شده؟ کاوه:نه نه اصلا هیچی کاوه:اهان فهمیدم نه ینی سحر زنگ نزده؟ کامران نفس عمیق کشید و از اینه پشت سرشو نگاه کرد المیرا:اخی کامران ناراحت نباش 1هفته دیگه میاد هومن:چرا نیومد با شما؟باباتون که خودشون رفتن ایران کاوه:خودشون رفتن؟ هومن:اره مگه به شما نگفتن المیرا و کاوه:نهههه!! هومن:دیشب پرواز داشتن المیرا:پس سحرم فردا میاد-ذوق- کامران به صدای غمگین:بلیطش مال هفته ی دیگس کاوه:بابا اینا اشنا دارن درس میکنن بلیطشو میاد فردا اونم المیرا:هورااااااااا!کامران توام خوشحال باش دیگه فردا سحر میاد کامران بازم نفس عمیق کشید هومن:حالا بگین ببینم چی شده ؟ کاوه:اه هومن چقدر کلید میکنی ول کن دیگه!حالا این نشد یکی دیگه المیرا با بغض شدید:راس میگه هومنم تو اصا خودتو ناراحت نکن هومن:چی میگین اخه شما؟چی شده؟من که نمیفهمم اینجوری شما چی دارین میگین
کاوه:هیچی هومن جون بابا اصلا جونم نداشت که همش 2ماهش بود هومن:کی 2ماهش بود؟ المیرا
:هومنم عیب نداره اصلا ! کاوه:اره بابا چیزی که زیاده دکترو بچس هومن با تقریبا بغض:مرد؟! المیرا:![]()
![]()
هومنم ...-دیگه نتونس ادامه بده-
وقتی رسیدیم خونه تقریبا شب بود تا بعد از شام هم هیچ کس هیچی نگفت و هیشکی با هیشکی حرف نزد تا این که کامران زنگ زد به سحر.داشتن اروم با هم بحث میکردن کامران:نخیر شما باید دیگه به من فقط گوش بدی مثلا منم با شما یه نسبتی دارما......همین که گفتم....من مهمترم یا کار بابات؟معلومه دیگه من اصلا ارزشی ندارم برات.....نه ندارم...اون هیچ ربطی به این قضیه نداره فعلا این مهمه که گوش بده میگم....دارم باهات صحبت میکنم....شما هروقت که کاراتون اونجا تموم شد تشریف میارین اینجا من باهاتون صحبت میکنم...گفتم وقتی الو...الو؟ کامران ساکت شد و با دقت گوش کرد:الو؟الو؟سحر؟چی شد؟-با ترس- کاوه:چی شد؟ کامران:جواب نداد کاوه:خب شاید انتن نداره کامران:اخه 1صداهایی اومد
.......................
........................
لطفا لینک عکسارو پاک نکنین
عکسا مال ما نیستن
از خانوم سحر و خانوم پریا هم ممنونیم


---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دلم دلتنگه و مهر تو میخواد
دلم رو در پی غمها نزاری
میام تنها توی قلبت میشینم
منو قلبت رو جای جا نزاری
عزیزم جشن میلادت مبارک
منو اونسوی جشن دل نزاری
سلام مجدد ![]()
حال شما؟![]()
امروز اومدم یه نیمچه اپ بکنم واسه اینکه امروز یکی از کسای که من خیلی دوسش دارم به دنیا اومده
اولم بگم ببخشه اگه تکراری بوده خودت میدونی که خونه نبودم گلم
تولدت مبارک گلم![]()
امیدوارم ۱۲۳۸۶۴۲۱۷۸۹ سال عمر کنی![]()
به همه ی ارزوهای خوشگلتم برسی![]()
دیگه همه حدس زدین تولد کیه که من انقد دوسش دارم دیگه
کامران هومن؟اونکه هنوز مونده اون بجاش
امروز تولد المیراس![]()
![]()
المیرا جونم تولدت مبارک ![]()
![]()
تیریکات صمیمانتون فراموش نشه
ممنون
کادوهم یادتون نره![]()
![]()
![]()
اگه یادتون بره ماهم کیک یادمون میره![]()
![]()
![]()
Happy Birthday![]()
Happy Birthday![]()
Happy Birthday![]()
اینم یه پستر واسه الی جونم
الی جونم تولدت یک بار دیگه مبارک امیدوارم همیشه موفق باشی تو زندگیت
ببخشید اگه اپ کمی بود یا تکراری بود
یادتون نره تولد عجقمو بهش تبریک بگیناااااااا![]()
فعلا
بووووووووووووووووووووووووووس![]()
Happy Birthday
بای
" " اپ بدون نظر داده نمیشود " "
سلام
شطولین؟![]()
با اخرای تابستون چیکار میکنین؟![]()
من سحرم![]()
قبل از همه چیز بگم مرسی از هر دوست خوبی که برام دعا کرد واسه کنکور
من قبول شدم
واسه همین واسه اول مهر ناراحت نیستم
(جمعه المیرا منو کشته
)
امروز با کلی عکس جدید اومدیم کلی دیگشم اپای بعده اگه کسی نزاره که احتمالش کم
واقعام ذوق زده میشیم وقتی میایم میبینیم اینهمه نظر دادین........![]()
اصا علاقه مند میشیم به اپ کردن.............![]()
هر وبیم میریم نظرا زیاده................![]()
تابستونم هست دیگه که......![]()
در هر صورت اصا ازتون توقع نداشتیم اپمون طولانی بودش ولی........![]()
خوب بعد از یه اعتراض میرسیم به تشکر از المیرای گلم که واسه ی تولدم اپ کرده بود و من
کلی سورپرایز شدم وقتی دیدم ![]()
مرسی از اپ خوشگلت دوست دارم خیلی زیاد به چشماتم
خیلی میاد
اپ کرد با اینکه کلاس داشت فرداش واسه همین میخواستم عکسای ای اپو تقدیم کنم به
المیرا گلم-البته با اجازه از صاحب عکسا
-
خوب این اپ داستان نداره ولی در عوض عکس جدید داریم که گفتم اگه بازم نظر بدین بازم براتون عکس
جدید میزاریم ولی شرطش نظراس میخواستیمم اپ نکنیم تا نظرا زیاد نشه ولی دوستای گلم لطف
کردن عکس دادن تا ما بزاریم تو وبمون دلمون نیومد اپ نکنیم
قبل از همه چیز جواب نظرای خوبتون ولی کمتون:
maryam جون مرسی توهم موفق باشی گلم منم دوست دارم من که همیشه واستون دعا میکنم شما
مارو یادتون نره مرسی از تبریک تولدت عزیز![]()
درسای گل مرسی عزیز مرسی از تبریک تولدت گلم![]()
عاطفه عزیز مرسی گلم لطف میکنی سر میزنی خوشحالمون میکنی![]()
سورنا دیوونه ی هومن جون
مواظب وبمون هستیم این با بقیه فرق داره خیلی بچه ی گلیه
تازه
کی هومنو اذیت کرد؟مگه ادم دلش میاد؟
سحرو پریا اجیای گلم شعر قابلتونو نداشت گلا مرسی از لطفتون اره ماهم کاورو دوس داریم
مرسی
که میسرین اون متنتونم خیلی قشنگ بود مرسی... مرسی از تبریک تولدتون گلای من
منم خیلی
ناراحت میشم وقتی اس ام اسا نمیاد
عکساهم قابل نداشت اره بادکنک بامزس اون عکس اولیه هم
خیلی باحل بود![]()
![]()
طناز جون مرسی خانومی گل ماهم دوست داریم
مرسی از تبریک تولدت ظناز جون![]()
یه بی خبر گل خواهش قابل نداش![]()
اقا ارسلان چشم ماهم لینکتون میکنیم ممنون![]()
zed bazi میگم حالا واقعا خودشونین یا فنشونین؟
در هر صورت ما اهنگای گروه زد بازی رو دوس داریم
.•*.ربـــه کا مــروارید سـارا .*•. جون اره گلم ما گروه اریانو دوس داریم مرسی از تعریفت![]()
آیسان جون مرسی اینم عکس جدید![]()
یهار اجی ماهم چطورییییییی؟مرسی از نظرت اشکال نداره نظر ندی همین که وقت میزاری میخونی
مهمه ممنون
اجی مرسی از تبریک تولدت
الیم خوبه مرسی
آنیتا گل که جات خالیه ولی من جواب نظرتو میدم
مرسی اره ماهم کاورو دوس داریم
...نمیشد صبر
کنم به خدا با وب هماهنگ کرده بودم
...به گرگیم بزرگیتونو میرسونیم
...من ایندفعه محکم نزدم
خودت زدی
انیتا دلم واست میتنگه
مرسی از تبریک تولدت![]()
فاطمه و الميرا (كامران هومني ها) عزیز مرسی از تعریفاتون لطف دارین حتما لینکتون میکنیم![]()
درسا و مهسا گل
مرسی شما خوبین؟این کامم که منو حرص داد
...مردادیا باحال ترنا![]()
راستی کو اپتوووووووووووووووووون؟...داستان تو مایه های ماکروویه
تشکرم زیاد کردی چون ما فرق
داریم![]()
atefehگل مرسی عزیز اگه نظرا زیاد باشه که ما زود اپ میکنیم...مرسی
راستی ادرس وبتو یبار دیگه
بده میخوام بیام پیشت....اپم دیر میشه چون نظرا کمه گلم اگه نظرا زیاد شه که موردی نداره
مهوش عزیز مرسی اجی منم دلم تنگیده بود مرسی از تبریک تولدت گلم![]()
الناز گل چشم میسریم![]()
اجی ته تغاری من که دلم واسش یزره شده
مرسی عزیزم از اینکه تبریک گفتی خیلی خوشحالم کردی منتظرم بازم تو وب ببینمت![]()
ستاره ! گلم خیلی خوشحالمون کردی اومدی مرسی از تبریک تولدت خانومی مرسی
بازم بیا
پیشمون
اقاehsan
لطف کردی اومدی ما اپمون دیر شد چون نظرا کمه والا که اپ میکنیم به عاطفه هم سلام
برسون
یگانه جون چرا تو اپای قبل نظر دادی؟لطف کردی اومدی ماهم لینکت میکنیم گلم![]()
مهتاب عزیز چرا توهم تو اپای قبل نظر دادی؟مرسی از لطفت![]()
مرسی از همه ی دوستای گلی که نظر دادن![]()
خوب بریم عکسا
ولی قبل از اینکه بریم سراغ عکسا ی خوشگل اجیای گلم سحرو پریا جون
بگم: لطف کنین
لینک و اسم روی عکسو پاک نکنین چون عکس برای خودمون نیست برای
دوستای گلمه و این کار پیگرد قانونی داره![]()
از اجیای گلم سحرو پریا جون تشکر میکنم که عکسارو با هزارتا بد بختی دادن به من که بزارم تو وب
خسته نباشین و مرسی از لطفتون![]()
![]()
حالا دیگه بریم عکسارو ببینیم![]()
![]()
خوب اینم از اپ امروز امیدوارم خوشتون اومده باشه
منتظر نظرای زیادتون هستیم
راستی چند وقته که یسری حرفو شایعه پشت سر کامران و هومن دارن میزنن همتونم خبر دارین و الان
احتیاجه که ما از کامران و هومن دفاع کنیم پس یادتون نره حمایت از کامران و هومن گل![]()
![]()
بای تا اپ بعدی
موفق باشین
بوووووووووووووووووووووووووووس
بابای دوستان
![]()
![]()
![]()
تو یعنی نم نم بارون رو تن قشنگ بیشه
اون طلسمه عاشقونه که میمونه تا همیشه
تو صدای خنده هامی یه طنین تو اوج رویا
تو یعنی یه جای خلوت تو تلاطم یه دریا
تو سکوت سرخ عشقی که پر از حرفای نابه
میدونم هستی یه جایی اما دیدنت یه خوابه
تو تبلور یه حسی التهاب دل تو سرما
خنکای سبز سایه توی هرم داغ گرما
تو صدای زنگ عشقی مهربونی و پر احساس
دل تو ابی و ساده به بزرگی یه دریاس
تو ینی گمشده ی من که به وسعت نگاهم
بی قرار دیدن تو عاشقونه چشم به راهم
سحر جونی من،ارزوی بهترینارو دارم برات خودت میدونی دیگه...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
...
(این خارج از این بحثاس ولی تا نظرای اپ پیش نشه ۱۲۰ به بابلا از اپم دیگه خبری نیس اصا فکرشم نکنین!!
)
به ۱۱۶ زبون دنیا بهت میگم تولدت مبارک سحر جونیم
|
Afrikaans |
Veels geluk met jou verjaarsdag! |
|
Albanian |
Urime ditelindjen! |
|
Alsatian |
Gueter geburtsdaa! |
|
Amharic |
Melkam lidet! |
|
Arabic |
Eid milaad saeed! or Kul sana wa inta/i tayeb/a! (masculine/feminine) |
|
Armenian |
Taredartzet shnorhavor! or Tsenund shnorhavor! |
|
Assyrian |
Eida D’moladukh Hawee Brikha! |
|
Austrian-Viennese |
Ois guade winsch i dia zum Gbuadsdog! |
|
Aymara (Bolivia) |
Suma Urupnaya Cchuru Uromankja! |
|
Azerbaijani |
Ad gununuz mubarek! — for people older than you |
|
Basque |
Zorionak! |
|
Belauan-Micronesian |
Ungil el cherellem! |
|
Bengali (Bangladesh/India) |
Shuvo Jonmodin! |
|
Bicol (Philippines) |
Maogmang Pagkamundag! |
|
Bislama (Vanuatu) |
Hapi betde! or Yumi selebretem de blong bon blong yu! |
|
Brazil |
ParabŽns a voc ! |
|
Breton |
Deiz-ha-bloaz laouen deoc’h! |
|
Bulgarian |
Chestit Rojden Den! |
|
Cambodian |
Som owie nek mein aryouk yrinyu! |
|
Catalan |
Per molts anys! or Bon aniversari! or Moltes Felicitats! |
|
Chamorro |
Biba Kumplianos! |
|
Chinese-Cantonese |
Sun Yat Fai Lok! |
|
Chinese Fuzhou |
San Ni Kuai Lo! |
|
Chiness-Hakka |
Sang Ngit Fai Lok! |
|
Chinese-Mandarin |
qu ni sheng er kuai le |
|
Chinese-Shanghaiese |
San ruit kua lok! |
|
Chinese-Tiociu |
Se Jit khuai lak! |
|
Chronia Polla |
NA ZHSHS |
|
Croatian |
Sretan Rodendan! |
|
Czech |
Vsechno nejlepsi k Tvym narozeninam!! |
|
Danish |
Tillykke med fodselsdagen! |
|
Dutch-Antwerps |
Ne gelukkege verjoardach! |
|
Dutch-Bilzers |
Ne geleukkege verjoardoag! |
|
Dutch-Drents |
Fellisiteert! |
|
Dutch-Flemish |
Gelukkige verjaardag! or Prettige verjaardag! |
|
Dutch-Frisian |
Fan herte lokwinske! |
|
Dutch-Limburgs |
Proficiat! or Perfisia! |
|
Dutch-Spouwers |
Ne geleukkege verjeurdoag! |
|
Dutch-Twents |
Gefeliciteard met oen’n verjoardag! |
|
Dutch |
Hartelijk gefeliciteerd! or Van harte gefeliciteerd met je verjaardag! |
|
English |
Happy Birthday! |
|
Esperanto |
Felichan Naskightagon! |
|
Estonian |
Palju onne sunnipaevaks! |
|
Euskera |
Zorionak zure urtebetetze egunean! |
|
Faroes ( Faroe island ) |
Tillukku vid fodingardegnum! |
|
Farsi |
Tavalodet Mobarak! |
|
Finnish |
Hyvaa syntymapaivaa! |
|
French (Canada) |
Bonne Fete! |
|
French |
Joyeux Anniversaire! |
|
Frisian |
Lokkiche jierdei! |
|
Gaelic (Irish) |
L‡ breithe mhaith agat! |
|
Gaelic (Scottish) |
Co` latha breith sona dhuibh! |
|
Galician (Spain) |
Ledicia no teu cumpreanos! |
|
Georgian |
Gilotcav dabadebis dges! |
|
German-Badisch |
Allis Guedi zu dim Fescht! |
|
German-Bavarian |
Ois Guade zu Deim Geburdstog! |
|
German-Berlinisch |
Allet Jute ooch zum Jeburtstach! or Ick wuensch da allet Jute zum Jeburtstach! |
|
German-Bernese |
Es Muentschi zum Geburri! |
|
German-Camelottisch |
Ewllews Gewtew zewm Gewbewrtstewg. Mew! |
|
German-Frankonian |
Allmecht! Iich wuensch Dir aan guuadn Gebuardsdooch! |
|
German-Lichtenstein |
Haerzliche Glueckwuensche zum Geburtstag! |
|
German-Moselfraenkisch |
Haezzlische Glickwunsch zem Gebordsdach! |
|
German-Plattdeutsch |
Ick wuensch Di allns Gode ton Geburtsdach! |
|
German-Rhoihessisch |
Ich gratelier Dir aach zum Geburtstag! |
|
German-Ruhr |
Allet Gute zum Gebuatstach! |
|
German-Saarlaendisch |
Alles Gudde for dei Gebordsdaach! |
|
German-Saechsisch |
Herzlischen Gliggwunsch zum Geburdsdaach! |
|
German-Schwaebisch |
Aelles Guade zom Gebordzdag! |
|
German-Wienerisch |
Ois Guade zum Geburdsdog! |
|
German |
Alles Gute zum Geburtstag! |
|
Greek |
Eytyxismena Genethlia! or Chronia Pola! |
|
Greenlandic |
Inuuinni pilluarit! |
|
Gronings (Netherlands) |
Fielsteerd mit joen verjoardag! |
|
Gujarati (India) |
Janma Divas Mubarak! |
|
Gujrati (Pakistan) |
Saal Mubarak! |
|
Guarani (Paraguay Indian)] |
Vy-Apave Nde Arambotyre! |
|
Hawaiian |
Hau`oli la hanau! |
|
Hiligaynon (Philippines) |
Masadya gid nga adlaw sa imo pagkatawo! |
|
Hindi (India) |
Janam Din ki badhai! or Janam Din ki shubkamnaayein! |
|
Hungarian |
Boldog szuletesnapot! or Isten eltessen! |
|
Icelandic |
Til hamingju med afmaelisdaginn! |
|
Indonesian |
Selamat Ulang Tahun! |
|
Irish-gaelic |
La-breithe mhaith agat! or Co` latha breith sona dhut! Or Breithla Shona Dhuit! |
|
Italian |
Buon Compleanno! |
|
Italian (Piedmont) |
Bun Cumpleani! |
|
Italian (Romagna) |
At faz tent avguri ad bon cumplean! |
|
Japanese |
Otanjou-bi Omedetou Gozaimasu! |
|
Javaans-Indonesia |
Slamet Ulang Taunmoe! |
|
Jerriais |
Bouon Anniversaithe! |
|
Kannada (India) |
Huttida Habba Subashayagalu! |
|
Kapangpangan (Philippines) |
Mayap a Kebaitan |
|
Kashmiri (India) |
Voharvod Mubarak Chuy! |
|
Kazakh (Kazakstan) |
Tughan kuninmen! |
|
Klingon |
Quchjaj qoSlIj! |
|
Korean |
Saeng il chuk ha ham ni da! |
|
Kurdish |
Rojbun a te piroz be! |
|
Kyrgyz |
Tulgan kunum menen! |
|
Latin |
Fortuna dies natalis! |
|
Latvian |
Daudz laimes dzimsanas diena! |
|
Lithuanian |
Sveikinu su gimtadieniu! or Geriausi linkejimaigimtadienio progal |
|
Luganda |
Nkwagaliza amazalibwa go amalungi! |
|
Luxembourgeois |
Vill Gleck fir daei Geburtsdaag! |
|
Macedonian |
Sreken roden den! |
|
Malayalam (India) |
Pirannal Aasamsakal! or Janmadinasamsakal! |
|
Malaysian |
Selamat Hari Jadi! |
|
Maltese |
Nifrahlek ghal gheluq sninek! |
|
Maori |
Kia huritau ki a koe! |
|
Marathi (India) |
Wadhdiwasachya Shubhechha! |
|
Mauritian Kreol |
mo swet u en bonlaniverser! |
|
Mbula (Umboi Island, Papua New Guinea) |
Leleng ambai pa mbeng ku taipet i! |
|
Mongolian |
Torson odriin mend hurgee! |
|
Navajo |
bil hoozho bi’dizhchi-neeji’ ‘aneilkaah! |
|
Niederdeutsch (North Germany) |
Ick gratuleer di scheun! |
|
Nepali |
Janma dhin ko Subha kamana! |
|
Norwegian |
Gratulerer med dagen! |
|
Oriya (India) |
Janmadina Abhinandan! |
|
Papiamento (lower Dutch Antilles) |
Masha Pabien I hopi aña mas! |
|
Pashto (Afganistan) |
Padayish rawaz day unbaraksha! |
|
Persian |
Tavalodet Mobarak! |
|
Pinoy (Philippines) |
Maligayang kaarawan sa iyo! |
|
Polish |
Wszystkiego Najlepszego! or Wszystkiego najlepszego zokazji urodzin! |
|
Portuguese (Brazil) |
Parabens pelo seu aniversario! or Parabenspara voce! or Parabens e muitas felicidades! |
|
Portuguese |
Feliz Aniversario! or Parabens! |
|
Punjabi (India) |
Janam din diyan wadhayian! |
|
Rajasthani (India) |
Janam ghaanth ri badhai, khoob jeeyo! |
|
Romanian |
La Multi Ani! |
|
Rosarino Basico (Argentina) |
Feneligiz Cunumplegeanagonos! |
|
Russian |
S dniom razhdjenia! or Pazdravliayu s dniom razhdjenia! |
|
Sami/Lappish |
Lihkos Riegadanbeaivvis! |
|
Samoan |
Manuia lou aso fanau! |
|
Sanskrit (India) |
Ravihi janmadinam aacharati! |
|
Sardinian (Italy) |
Achent’annos! Achent’annos! |
|
Schwyzerduetsch (Swiss German) |
Vill Glück zum Geburri! |
|
Serbian |
Srecan Rodjendan! |
|
Slovak |
Vsetko najlepsie k narodeninam! |
|
Slovene |
Vse najboljse za rojstni dan! |
|
Sotho |
Masego motsatsing la psalo! |
|
Spanish |
Feliz Cumplea–os! |
|
Sri Lankan |
Suba Upan dinayak vewa! |
|
Sundanese |
Wilujeng Tepang Taun! |
|
Surinamese |
Mi fresteri ju! |
|
Swahili |
Hongera! or Heri ya Siku kuu! |
|
Swedish |
Grattis pŒ fšdelsedagen |
|
Syriac |
Tahnyotho or brigo! |
|
Tagalog (Philippines) |
Maligayang Bati Sa Iyong Kaarawan! |
|
Taiwanese |
San leaz quiet lo! |
|
Tamil (India) |
Piranda naal vaazhthukkal! |
|
Telugu (India) |
Janmadina subha kankshalu! |
|
Telugu |
Puttina Roju Shubakanksalu! |
|
Thai |
Suk San Wan Keut! |
|
Tibetan |
Droonkher Tashi Delek! |
|
Tulu(Karnataka - India) |
Putudina dina saukhya! |
|
Turkish |
Dogum gunun kutlu olsun! |
|
Ukrainian |
Mnohiya lita! or Z dnem narodjennia! |
|
Urdu (India) |
Janam Din Mubarak |
|
Urdu (Pakistan) |
Saalgirah Mubarak! |
|
Vietnamese |
Chuc Mung Sinh Nhat! |
|
Visayan (Philippines) |
Malipayong adlaw nga natawhan! |
|
Welsh |
Penblwydd Hapus i Chi! |
|
Xhosa (South Afican) |
Imini emandi kuwe! |
|
Yiddish |
A Freilekhn Gebortstog! |
|
Yoruba (Nigeria) |
Eku Ojobi! |
|
Zulu (South Afican) |
Ilanga elimndandi kuwe! |
Happy Birthday![]()
![]()
![]()
![]()
تو تب و تاب چشم انتظاری
تردید و شک خواب و بیداری
صدای پاهاش هردم و هردم
گم میشه توی صدای قلبم
تو کوچه های سرد و قدیمی
مییپیچه عطر خوش نسیمی
قاصدک انگار میگه که اینبار
رسیده ای یار لحظه ی دیدار
سلام
سلامی چو بوی عطر نسیمی که قاصدک وعده ی دیدار یارو باهاش میده
با اس ام اس فارسی چیکار میکنین
با این ننگ
با این ابرو بری
با این که وقتی دوستای عزیزتون که ایرانسل دارن به شما میخندن و به همه خبر این ننگو میدن که شما فارسی میاس ام اسین
بگذریم که این دلو بیشتر از این خون نکنم!!!
![]()
![]()
![]()
....
خوبین یا چطورین؟
چطورین یا بهترین؟
بهترین با خوبین؟
خوبین یا چطورین؟
!!!!!
اگه گفتین امروز چه خبره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به به چشمم روشن هیشکی که نمیدونه
مارو باش گفتیم الان از ۱هفته قبل تبریکای صمیمانه شمارو پذیرا باشیم
چه صابونای گرونیو هی زدیم به این دل
به به
دستتون درد نکنه واقعا
عمرا دیگه با این ننگ من بیام وب
نمیذارم سحرم بیاد تازه
گرچه که بارم کامپوترش خرابه
سوخته فکنم هاردش البته
داره اردر میده که دعا کنین عکسا و ایناش پاک نشه!!!
کم دستور فرموده بودن وا۳ کنکور دعا کنین
اینم روش
الان منو ۲بار زد
خب دعا کنین دیگه
شما چه ادمایی هستین پس
کو اون حس همدردی-اخ
-
پس کو اون بنی ادمی که نمیدونم چی چی یکدیگرند؟؟؟؟
![]()
![]()
![]()
![]()
جواب نظرای خوشگلتون:
سحرو پریا جون:مرسی که میسرین همیشه دیگه ایندفه اولم شدین
باحالی از خودتونه ضرب المثلم خوب اومدین
پیش کسوتی از خودتونه
مرسی از خاطرتون گلا
مهوش عاشق زنجیریه کامران هومن گل:مرسی اجی جون ولی چرا دیگه ازت خبری نیست؟دلم تنگیده برات زود بیا فوت عمتم بهت تسلیت میگم مرسی گلم که اومدی
امتاحاناتو خوب دادی؟منکه اذیت نمیکنم کامرانو شماهام بچه های خوبینا هومن راضیه![]()
maryamگلم:اگه تونستی حتما بیا چون دلم واست میتنگه گلم انشالله موفق باشی من حتما واست دعا میکنم شمام مارو یادت نره گلم
راستی مگه من دوستای خوبمو فذاموش میکنم که تورم فراموش کنم گلم؟
سونیا جون:مرسی عزیزم حتما بازم بیا خوشحال میشیم
سحر دیونه ی کامی و هومی عزیز:هم نام جون مرسی که امدی![]()
شما که دیر تر از ما می اپی میدونستم همون سحری![]()
امتحاناتو خوب دادی؟مرسی واسه ارزوت![]()
بهار گلم:اجی زنجیرتو اوردی؟بدو![]()
مرسی اجی که اومدی با این اوعضا واقعا اپ شد ساله دیگه
مرسی اجی واسه دعات![]()
غزاله جون:سلام خوبی چطوری؟
میگم اشتبا نیومدی؟مطمعن؟اخه شما کجا اینجا کجا؟خوشحال شدیم بازم راه گم کن اشتباهی بیا اینجا![]()
مرسی انشالله همه باهم دسته جمعی قبول شیم حالشو ببریم حتما دعا کنیا منم دعا میکنم مرسی
عاطفه گل:مرسی عزیزم خیلی لطف داری بیش از اندازه تعریف کردی مرسی گلم![]()
![]()
درسا جون:تبریک میگم از سال دیگه امتحانا کمپلت کشوریه
مرسی که از وبمون تعریف کردی
خدایی فکنم البومو دادن موزه از فسیلی![]()
الهام عزیز:سلام خوشبختم منم سحرم اینم المیراس اینو اون بالا ننوشته
راستی اونیکه کنکور داشت من بودم نه المیرا
مرسی که سریدی![]()
ظناز جون:مرسی گلم از تعریفت
مرسی از دعات![]()
ساحارا جون:سلام خوبی؟کی اومده؟کوش؟
وب نو مبارک ادرستو عوض میکنیم مرسی![]()
انیتا جون:نه عزیزم درسته تو درست میبینی خودمونیم
والا ما با این گرگ دوست بودیم یه مدت حالا میگیم بهش اسمشو اوردی خوشحال میشه
من سکوت اختیار میکنم .....میگم چه ست شدیما داستان با شما
زود زود بیا که بگی کی می اپی![]()
![]()
(¸.•*¨(¸.•*¨¸Niloo.•*´¨)¸.•*´¨) عزیز:سریدیم گلم![]()
aramisگل:تبریک میگم تابستونو مرسی!!![]()
![]()
سورنا جون منظور؟در ضمن اپ و داستان کلا با منه سحر کار خاصی نمیکنه![]()
ஜღ/-\!|!/\/ஜღبازم مرسی که اومدی![]()
مهدیه گلم من نمیدونم خدا کمک کنه انشاا...![]()
مهسا جون و پریا خانوم پهندونه شیرین بده دفعه ی پیشیه مثل اب بود
عاطفه جون نترس کار خاصی نداشتنشون![]()
shahrzadگل چشم اعمال میکنیم![]()
بهار جون![]()
درسا گل![]()
ملینا خانوم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
(بچه ها من دقیقا نمیدونستم که تو فرودگاه ارشاد میگیره یا نه برای همین این تیکه رو نمینویسم)
سحر:نه کاوه تو مرض داری یا ازار داری؟شایدم دیوونه ای؟هان؟ کاوه:اااااااااااااا بسه دیگه توام
همچین میگه انگار چیکارمون کردنا سحر:هیچی پدرمونو در اوردن کار خاصی نکردن!!
کاوه:خیلی خوب حالابسه!!! سحر:نشنوم دیگه صداتوها!!! کاوه:من نمیدونم مگ....
سحر:ساکــــــــــــــــــــــــــــــت! کاوه:ای بابا!!پس این دختره کو؟ سحر:دختره کیه؟
کاوه:المیرا دیگه! سحر:هی خاک به سرمون شد که!گم شد!!!! کاوه:نه بابا
الی از این عرضه ها نداره که سحر:کاوه؟گم شدن مگه عرضه میخواد؟سپرده بودنش دست
ماها ای بابا!!چیکار کنیم حالا؟ کاوه:هیچی بابا میریم میگیم پیچج کنن!بعد ملت
میگردن دنبال 1 بچه 2 ساله
نمیدونن باید 1 نره خر پیدا کنن که المیرا:خر خودتی!!!
سحر: ![]()
اینجایی؟کجا بودی؟ المیرا:من که بودم شماها یهو رفتین دیگه
نبودین! کاوه:
با این حرف زدنت!بریم حالا تا پرتمون نکردن بیرون! کاوه:چرا اینجوری
اینجا؟1ماشین سالم ندارن؟ سحر:اینجا کاوه جون تو ماشینم میبینی مگه؟
کاوه:اره!!! سحر:اااا کو؟بریم پس من خیلی خسته ام! کاوه:اوناهاش برو
دیگه 1ماشین زرد که درش رفته بود تو و رانندش داشت پنچریشو میگرفت نشون داد
سحر:این چیه؟ کاوه:تاکسی!! سحر:اگه دوس داری برو سوارشو این چیه
دیگه؟الان درو پیکرش باز میشه می افته رو زمین! کاوه:پس وایسا همینجا تا 1لکسوس
بفرستن دنبالت از طرف هتل بعد نشست رو چمدون سحر:ااااااااااااا کاوه خوب این خطرناکه!
هرچی شد پای توا! کاوه:به من چه!وایسا الان میاد لکسوسه! سحر:کاوه(حرصی)
بریم! خلاصه رفتیم سوارش شدیم.اینقدر صدا میداد که میتونم به حتم بگم اگه 2دقیقه دیگه بیش
تر میموندیم موتورش می افته کف خیابون تو هتل بعد از این که به همه زنگ زدیم. سحر:وای
مردم!حداقل هتلش بد نیس کاوه:خیر سرمون توریستیما! سحر:زودتر تموم
بشه این 1ماه بریم خونه که واقعا هیجا نمیشه مثل خونه ی خودمون! کاوه:خیلی خوب
حالا بخوابین فردا میریم یکم بگردیم ببینیم اینجاها چجوریه بعدش میریم دنبال کارا! رفتیم
کلی گشتیم و تقریبا هم کارارو تموم کردیم!ولی هنوز 3هفته دیگه مونده بود.هر بار که میرفتیم بیرون
المیرا ایراد میگرفت و نق میزد تا وقتی می اومدیم باز تو هتل یا واقعا خوشش نمی اومد یا هم بهونش
بود چون خیلی بد اخلاق شده بود این چند روزه سحر:المیرا بس کن بسه بسه سرمو
خوردی مغزمو جوییدی بسه دیگه وااااااااااااااااااااااای! المیرا:اصلا شما از اینجا خوشتون
اومده نمیخواین قبول کنین که بده! سحر:اره اصلا میخوایم بمونیم اینجا دیگه برم نمیگردی!
المیرا:من خودم میرم! سحر:پاشو برو اتفاقا خیلی خوشحال میشم دیگه صدای
جیق و غرغراتو نشنوم! المیرا:چی؟ سحر:همین که شنیدی! کاوه:بسه
اینقدر نپرین بهم سحر:هی داره غر غر میکنه اومدیم اینجا اصلا نمیذاره بهمون خوش بگذره
همش پشت سر هم ور ور ور ور! المیرا:من ور ور میکنم؟(عصبی) سحر:بله صدات
همش داره از این گوش من میره تو مثل مته از اون یکیش در میاد
کاوه:بسهههههههههههههه المیرا با جیغ بنفش:خودت صدات مثل مته میمونه
پروو!! سحر:برو بابا! کاوه:واااااااااااای!الهی این کامران اینا چی میکشنا از
دستتون! سحر:بذار بره کاوه بسه توام دیگه ااه بیا ما بریم! المیرا داشت میرفت
اونور خیابون کاوه:زشته زن گنده شدی برو بیارش ببینم!مثل دوره ی دبستان داره رفتار میکنه
برو دیگه میره الان گم میشه اونوقت ماام باید بریم گم شیما! سحر:به درک بذار گم
شه بهتر از اینه که هی این مغز منو بخوره که با اون صدای جیغش اه اه اه اه! صدای جیغ اومد و ترمز
ماشین بعد کاوه که روش سمت خیابون بود سر جاش خشک شد. سحر:برو دی(حین حیرف زدن
سرمم بر گردوندم که ببینم کاوه به چی نگا میکنه)گه اه(با دیدن اون صحنه سرم محکم با دستام گرفتم و
با تمام وجودم جیغ کشیدم کاوه دوید اون طرف و منم با خودش کشید. سحر:الی الی؟الی
جونم!ببخشید تورو خدا پاشو الی من پاشو دیگه![]()
بردیمش بیمارستان من از ترس و
عذاب وجدان تمام تنم میلرزید و صورتم از اشک خیس بود رفته بودم بغل کاوه و مثل بچه ها گریه
میکردم.کاوه خودشم اروم از گوشه ی چشمش اشک می اومد.هرچی بود از وقتی به دنیا اومدیم 3
تامون با هم بزرگ شده بودیم و المیرا از هممون کوچیکتر بود و مهمتر از اون به ما سپرده بودنش و این
بود طرز مراقبت کردن ما...ما که نه من چون همش تقصیر من بود اگه من 1کم خودمو نگه داشته بودم
هیچ وقت اینجوری نمیشد.حالا اگه طوریش میشد جواب مامان باباشو چی باید میدادم تازه هومن که
منو زنده نمیذاشت اون موقع همش سعی میکردم این فکرارو از خودم دور کنم و به خودم انرژی مثبت
بدم.
سحر:کاوه نمیره!!! کاوه:زبونت لال شه!نمیمیره! سحر:زبون خودت....نه
هیچی!وای کاوه نکنه چیزیش بشه! کاوه:هیچی بخواد بشه میشه!فکرشو نکن دیگه!
سحر:مگه میشه کاوه من نمیبخشم خودمو
کاوه:اینارو ول کن!چجوری به خاله اینا
بگیم؟هومن میکشتمون! سحر:نمیگیم کاوه مگه دیوونه شدی اینقدر میمونیم اینجا تا
خوب بشه حالش!! کاوه:اهان بله شما فتوا دادین؟ سحر:اااا من چمی دونم ولی
من نمیگم من جونمو دوس دارم ارزو دارم کلی! کاوه:مگه من ندارم؟تازه من.....
دکتر اومد بیرون از اتاق عمل کاوه و سحر:چی شد؟ دکتر:حالش زیاد
جالب نیست باید صبر کنین تا بهوش بیاد فقط منو کاوه مبهوت همو نگا کردیم:یعنی چی؟
دکتر:همین دیگه!دستش شکسته بود شاه رگشم پاره شده بود به نظرتون میتونه حالش خوب باشه؟
سحر با بغض شدید در حالی که کنترل میکنه اشکاش نمیریزه:یعنی حالش بازم خوب میشه؟
دکتر:من نمیدونم از پرستار بپرسین وضعیتشو دویدیم سمت پرستاری که دم اتاق وایساده بود
سحر:چی شد؟ کاوه:خوب میشه یا نه؟ پرستار:اگه خدا بخواد که بله ولی
فعلا دقیقا نمیشه گفت اما 1 خبر بدتر! همو نگا کردیم. کاوه:چی؟
پرستار:خب راستش بچش مرد کاوه که نفهمیده بود:اااا پس بالاخره
حالش خوب میشه!حالا نمیدونین کی بهوش میاد پرستار:اقا من دارم بچشو میگم
کاوه:اره خیلی بی بی فیس همه میگن ولی 24سالشه ها!!! پرستار:اقای محترم میگم
بچه ی این خانوم 24ساله مرده کاوه:بابا منم میگ......بچه؟ پرستار:بله!
منو کاوه که از تعجب دهنمون باز مونده بود:مگه بچه داره؟ پرستار:ای بابا! و رفت
کاوه:من....اون....هومن...بچه؟کی؟....چی.... سحر:کاوه؟
2هفتس با هم عقد کردن!!!
کاوه:ماماااااااااااااان!این هومن شاهکاره! سحر:وای کاوه
مرد؟حالا...اخه بچه چی بود
این وسط حالا چیکار کنیم؟اگه هومن بدونه چی؟چجوری این یکیو بهش بگیم
کاوه:
تبریک بگو!راستی تو خاله میشی نه؟منم عمو میشم پس شایدم دایی!!وای فک کن!!! زنگ
زدم به کامران.خواب خواب بود. کامران:بله؟ سحر:سلام اخی ببخشید یادم
نبود اونجا شبه! کامران:اااا سلام عزیزم چطوری؟عیب نداره!بگو!! سحر:مرسی تو
خوبی؟کامران 1چیزی شده که خیلی بده یعنی خوب نیستا عجیبه عجیب نیستا
ولی.... کاوه:بده من بابا!الو سلام کامران جون!ببین به کسی نگوا ولی الی تصادف کرده
الان ما تو بیمارستانیم! سحر:بده من ببینم بچه خواب بودا!!الو ولش کن این دیوونس
کامران که کاملا خوابش پریده بود:چی شده؟ سحر:هیچی یعنی همینی که کاوه گفت
کامران:الان خوبه؟کجاس؟ کاوه رو نگا کردم:کامران به هیشکی نگوا ولی دکتر گفت زیاد
خوب نیس تقصیر من بود
کامران صدای اروم:چیکار میکنین حالا؟من چی بگم به
هومن؟به مامانش به باباش به همه!!!!!!!!!!! سحر:نه الان نگو هیچی!! کامران:هر 2
ساعت با هومن حرف میزدن چجوری نگم تا از خواب پاشه هومن زنگ میزنه چیکار میخواین بکنین؟
سحر:وای راس میگی....نمیدونم!تورو خدا خودت یه جوری بگو!!ا کامران:من نمیگم!نمیتونم
بگم!اخه چجوری بگم؟بگم هومن الی تصادف کرد؟ سحر:هیس میشنوه یهو نمیدونم
کامران جون بگو دیگه عزیزم خودت! کامران:اره میدونم این جور مواقع کامران جونم
عزیزم ولی اون موقعا میشم پرو فضول خوب؟ سحر
:نه!ااا بگو دیگه!!!(لوس)
کامران با نفس عمیق:هرچی کار سخته میدن به من!کامران بگو!کامران ظرف بشور!کامران لباسارو جمع
کن!کامران ماشینو ببر تعمیرگاه!کامران باغچه اب بده!عجبا! من که مرده بودم از
خنده:اخی!این کارا که سخت نیس !حالا نمیگم دیگه خب! کامران:میای اینجا میبینم چقدر
نمیگی!دیگه چه خبر؟ سحر:همین فعلا!بخواب الان بعدا برو بگو ولی بگواا!شیطونیم نکن
بچه ی خوبی باش! کامران:چشم! سحر:از خوابم پاشدی تختو جمع کن!
کامران با صدای سحر:نه دیگه نمیگم خب!! سحر:ااااااااااااااا خب جمع نکن!!!
کامران:اهان اره چه فکر خوبی! سحر:کامران خیلی بده این قدر شلخته ای ها!
کامران:شروع شد باز! سحر:از خواب پاشدی بداخلاقی بگیر بخواب راستی بدون صبونه ام
نرین بیرون از خونه ها! کامران:چشم! سحر:اهان راستی یجوری بگو بهش
که....میدونی چجوری؟....مواضبش باشیا!وای کامران اوردنش بعدا 2باره زنگ میزنم!! کامران
ناراحت:باشه
bye سحر:byeعزیزم!
تا 18 ساعت بعد از اون ماجرا المیرا
چشماشو باز نکرد نمیدونم کامران چجوری به هومن گفت ولی میدونم که هومنم دست کمی از الی
نداشت همونجوری که با کاوه نشسته بودیم دم در اتاقش گوشیم زنگ زد و اسم خونه افتاد با ترس
ورداشتم:سلام! کامران:سلام بهوش نیومد؟تورو خدا تلفنو بذار کنارش هومن منو
کشت خودشم کشت! صدای جر و بحثشون میاومد از پشت تلفن! سحر:کامران
کامران فهمیدم! تلفنو دادم به کاوه سحر:کاوه ما بچرو نگفتیم هنوز!!!! چشمای
کاوه:چی بگیم؟بگیم هومن جون الی بیهوشه بچتم مرده؟ سحر:نههههههههه میگیم
داری بابا میشی کاوه:ولی بابای خیالی چون بچت تو اون دنیاس؟ سحر:نه کاوه
کاوه بگو تورو خدا بگو بد که حال الی خوب شد میگیم بهش دیگه کاوه:بابا مگه شهر هرته
میشینه با همین ۱جمله وا۳ خودش قصر میسهزه از رویاهاش بعد ما میگیم اخی بچت مرده بود ما
گفتیم که فکرتو منحرف کنیم بعد میدونی چه ضربه ای میخوره یهویی؟ سحر:خب نگو
به درک کاوه:بابا خب فکن من گفتم بعد چجوری میخوای بگی مرده؟
سحر:میگیم الی بگه! کاوه:لااقل بذار باهاش هماهنگ کنیم بعد سحر:کاوه
ببین باید ۱امیدی بدیم بهش حداقل اینجوری که دیگه هومنی نمیمونه که کاوه:همچین
میگه انگار قراره نسل هومنا منقرض بشه سحر:اینو گفتی بخندم الان؟ کاوه:من مگه
دلقک توام که بگم بخندی ااا بابا چی بگم من الان به اینا سحر:کاوه بگو دیگه ۱چیزی
کاوه:وااااااااای باشه بفیش پای خودتا هرچی شد -تلفنو گرفت که حرف بزنه منم سرمو چسبوندم به
گوشی که ببینم چی میگن- کاوه:سلام منم تلفنو بذار رود ایفون به هومنم بگو بیاد کارتون دارم
کامران:هومن بیا عزیزم نکن وای بیا میخواد...نههههه بیا اینجا!بابا بیا تو عزیز من اخه! .....بگو کاوه رو
ایفونه! کاوه:سلام 2باره!تبریک میگم بهتون اقایون عزیز! هومن:چیه؟-عصبی-
کاوه:میگم تبریک میگم هومن با داد:چیو؟ کاوه:بابا و عمو شدنتونو!!
نزدیک 5دقیقه کاملا سکوت برقرار شد!بعد هومن زد زیر خنده:عمو شدم!!!!دختره؟ کامران:نخیرم
چی چیو عمو شدم!من....ااااااا چی میگی کاوه!!! کاوه:نمیدونم هنوز!ولی نترس کامران
جون! کامران:اااا چی چیو نترس مگه همینجوریه میگم نمیشه امکان نداره من
میدونم دیگه اه مجبور میکنین ادم چیزایی که نباید بگرو بگه ها! هومن که صدای قه قهش هنوز
میاومد:ازدستت در رفتا! صدای کتکت و داد و بیدادشون میاومد سحر:کاوه بگو
الان میکشن هموا!!!! کاوه:اقای هومن خان من کی گفتم کامران بابا شد؟کامران عمو
شده!ایندفعه از دست خودتون در رفته! ایندفعه صدای خنده ی کامران بود که
میاومد:سوختی؟سوختی؟حالتو گرفت؟ هومن:نخیرم چی میگی؟من بچه ندارم که
-مبهوت- کاوه:بله البته ادم خودشم شک میکنه 2هفته باشه عقد کرده باشی اونوقت بزنه
بچه دار بشی؟ هومن:ااااا به شماها چه اصلا......اخه الی که....کاوه خودتی داری
اینجوری میگی مثلا من یادم بره الیمو؟ کاوه:اولا که تویی نه من!بعدم تو هولی به ماها چه؟
کامران که از خنده معلوم نبود چی میگه:از بچگیش همینجوری بود!صبر کن ببینم هومن؟....-صدای پچ
پچ اومد- کاوه:چی میگین؟به ماهم بگین!!! کامران:هومن؟ای بابا از سحر
بپرس میدونه میگه بهت.هومن؟ای وای چش شد این؟
زنگ میزنم بعدا بهتون خودشم
نمیدونه چیکار کرده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! داشتیم با کاوه همینجوری صحبت میکردیم که 1پرستار رفت 2 اتاق الی و چند دقیقه بهد اومد بیرون
کاوه:چیزی شده؟ پرستار:خوشبختانه به هوش اومده! منو کاوه با کله
دویدیم تو پرستار:کجا خانوم؟اقا بفرمایید بیرون سحر:الی؟؟؟؟؟؟؟خوبیییییی؟
با چشم نیمه باز و گیج منو نگا کرد سحر:میشناسی منو الی جونم؟
همونجوری نگام کرد تو چشماش اشک جمع شد پرستار:بفرمایین بیرون دیگه بسه
ایشون به استراحت نیاز دارن کاوه:کاریش نداریم که ما استراحتشو بکنه شما
بفرمایید بیرون که استراحتشو بکنه دست المیرارو گرفتم تو دستم:یه چیزی بگو![]()
پرستار:تازه بهوش اومده باید یکم استراحت کنه برید بیرون سحر:نه من میخوام پیشش باشم
استراحتشم بکنه پرستار:نمیشه خوب خانوم کاوه:خواهش میکنم خانوم
خودم بعدا میارمش بیرون پرستار:زودااااااااا-رفت بیرون- سحر:اه یکی
نیست بگه تو که درک نمیکنی وضعو میخوام اینجا باشم کاوه:ولش کن الان عصبانیم
هستی سحر:الی؟![]()
کاوه اومد پیش المیرا نشت
کاوه:حتما حالش خوب میشه-میخواست بهم امیدواری بده چون از قیافه ی خودش معلوم بود نگرانه-
سحر:الی جونم؟ببخشید همش تقصیر من بود!اگه من اونجوری نمیگفتم الان تو اینجا نبودی کاش این
کاوه به جای تو رو این تخت بود کاوه:اااااا بابا به من چه؟ببین تورو خدا منو مظلوم گیر اورده
ها المیرا ۱ لبخند محو زد سحر:بخواب الی جونم کلوه:اره بخواب که
پاشی من باهات صحبت دارم سحر:ولش کن اینو بخواب من خودم میمونم پیشت
خلاصه چند ساعت گذشت و گذشت و گذشت تا این که با ۱صدای غریبه از خواب بیدار شدم
دکتر:شما چرا اینجا خوابیدین؟ سحر:ااا ببخشید خوابم برده بود دکتر:ایرادی
نداره سحر:دکتر حالش چطوره؟ دکتر:خیلی بهتر شده ولی فک کنم از نظر روحی یکم
میدونین دیگه خودتون سحر:بله!یعنی شما میگین خوب نمیشه؟ دکتر:این دیگه
بستگی به اطرافیانش و روحیه ای که بهش میدن داره ولی معمولا تا اونجایی که من میدونم و دیدم به
این زودیا این زخمارو نمیشه التیام بخشید سحر:کی میتونیم ببریمش؟
دکتر:بستگی به حال عمومیش داره اگه همینجوری پیش بره تا ۵روز دیگه فکنم بشه! سحر:۵
رووووووووووووووووز خیلی زیاده که دکتر:اخه شما شکستگی این دستو ببینین ضربه ایم که به
این پاشون خورده ببینین فشاریم که در اثر اون بچه به ایشون اومده در نظر بگیرید بعد بگین زیاده یا
کم! سحر:
خب....مرسی
چند ساعت بعد
کاوه:این نمیخواد پاشه؟هومن منو قطعه قطعه کرد! سحر:من چیکار کنم همینجوریش ولش
میکردی ۲۶ساعت میخوابید دیگه الان که حالشم خوب نیستو دارو هم میخوره دیگه هیچی فکنم تا
هفته ی دیگه ام چشاش وا نشه! کاوه:بیا هومن جون شنیدی؟ببین بفهمن من دارم اینجا با
موبایل حرف میزنم از همین پنجره میندازنم بیرونا!!!!......بیا بیا ببین خوابه!-گوشیو گذاشت بغل گوش
المیرا اونم که انگار میخواس فقط مارو ضایع کنه چشماشو باز کرد- با صدایی که میتونم حتم بدم
رو سایلنت بود:هومن؟
سحر:وای شرو کردن باز اشک بود که المیرا میریختا حالا
تمومشم نمیکردن که اینقدر حرف زدن که شارژ گوشی تموم شد و بالاخره رضایت دادن که بازم زنگ
نزنن.سحر:مارو باش فکر میکردیم این حالش بده!فک که نیس کاوه:اره خداییش فقط وا۳ ما
معصوم میشه خودشو مظلوم مشکنه که وای دارم میمیرم و...بزنم تو اون دست سالمش اونم بشکنه
ها! المیرا:
من دلو برای هومنم تنگ شده چجوری باهاش حرف نزنم؟
سحر:خب نمیگیم حرف نزن که گوشی سوخت اخه! المیرا:خب من گنا دارم!!
کاوه:چه طرفداریم میکنه از خودشا!! الی مظلومانه نگامون کرد ۲باره تو چشاش اشک جمع
شد سحر:خب بسه کاوه عیب نداره،بیا بغلم الی جونم! کاوه:کم لوسه تو بدترش
کن المیرا خواس کاوه رو بزنه که..
ادامه ی داستان رو با نظرای قشنگتون در اپ بعدی میخونین فقط شرطای نظر مال سال پیش یادتون نره!۱۰۰ تا و اینا!!!!!!!!!!!![]()
![]()
![]()
به سلامت!!!![]()
خب باشه چون دارین دستمو میماچین مینویسما!این دستمم بماچین
!ا نزن
ااااا نزن اخ خب باشه نماچین باشه باشه اخ
مینویسم نزن باشه...........![]()
سحر:الی؟الی؟خوبی؟بخواب الان میگم دکتر بیاد -به کاوه چشم غره رفتم و بهش اشاره کردم که بره و به دکتر بگه بیاد-
دکتر:گفتم ایشون به استراحت نیاز دارن برای چی اصلا بدون اجازه اومدین تو اتاق؟از الان به بعد هیچ
کودومتون حق ندارین اینجا بمونین! سحر:نه نه ببخشید دیگه تکرار نمیشه تقصیر این بود اینو
بندازین بیرون کاوه:به من ربطی ند.... دکتر:گفتم بیرون!
سحر:بیا همینو میخواستی؟انداختمون بیرون حالا چیکار کنیم؟ کاوه:هیچی میریم هتل
میخوابیم فردا میایم باز ۳شب اینجا نشستیم قیافه هامون شده مثل دیوونه ها!! سحر:نمی
شه که الیو تنها بذاریم که!!! کاوه:نمیذاره بریم تو که دیگه بریم خونه حداقل ۱ دوش بگیریم
لباسامونو عوض کنیم ۱چیزیم بخوریم بیام من مردم از گشنگی ۱ غذای درست نخوردم از وقتی اومدیم
اینجا سحر:همچین میگی اینگار من خوردما!!خب من دلم نمیاد تنها بذاریمش!
کاوه:بیا بریم با اون دلت توام!اوه اوه اومد دکتره بدو!!!
تو هتل
سحر:کاوه نکنه چیزیش بشه یهو تو این مدت! کاوه:خب بهمون زنگ میزنن ماهم میریم
اونجا سحر:اخه اگه نگیره چی؟ما که سیمامون-سیم کارت-مثل مال اینا نیس!!
کاوه:شماره ی هتلم دادم من! سحر:خب اگه یهو... کاوه:اه بابا هیچی نمیشه
میخواستی اون موقع که داد و بیداد میکردی وسط خیابون نگرانش بشی! سحر:
اااااااا توام
بزن تو سر من اینوها!من میرم پیشش کاوه:بگیر بخواب بابا میریم نترس عجبا
سحر:اه اصلات همش تقصیر بابا ایناس اگه مجبور نمیکردنمون بیایم اینجوری نمیشد!
کاوه:خب برگشتیم میریم یکی میخوابونیم تو گوش بابت یکیم تو گوش بابای المیرا خوبه؟ سحر:یخ
نکنی نمک پاش کاوه:اتفاقا میخواستم بگم بهت تنم خیسه بپر اونو کمش کن که منجمد
شدم! سحر:بامزه!! کاوه:جونم؟ سحر:مرض! کاوه:تو دلت! سحر:میزنمتا! کاوه:بشین بابا
افتادم دنبالش و هرچی دم دستم بود پرت کردم طرفش که
در اتاقو زدن کاوه:برو باز کن بیا ۱ اتاق داشتیم تو این شهر الان اونم میگیرن ازمون!
سحر:هیس-باز کردم-بله؟ یکی از مهماندارای هتل بود:ببخشید مشکلی پیش
اومده؟میتونم کمکتون کنم؟ سحر:نه ممنون ۱مشکل کوچیکه خودم میتونم حلش کنم
کاوه:بچه پرو!!! سحر:ایش چقدر اینا فوضولنا! کاوه:تقصیر تو بود ایندفعه دیگه!بس که
هاری! سحر:کاوه میزنمتا باز!! کاوه:میگم که هاری
چند روزی به همین وضع زندگیمون میگذشت و همیشه با تموم شدن شارژ گوشی المیرا و هومن هم
حرف زدنشون تموم میشد.هممون دیگه خسته شده بودیم واقعا!وقتی که مامان اینا نمیدونمم از کجا
ماجرای تصادفو فهمیدن میخواستن بیان ایران و ای کاش که میاومدن ولی چون به طور خیلی غیر عادی
هوای امریکا خراب شد و کلی پرواز کنسل شد نتونستن بیان ولی ۱مشکلی که
بود و حلم نمیشد این بود که کارای بابا اینا هنوز تموم نشده بود و من چون از نظر فامیلی مشکلی
نداشتم میتونستم بمونم و کارای بابامو انجام بدم و البته ۱مشکل خیلی بزرگ دیگه ام کاوه بود چون به
هیچ وجه قبول نمیکرد با المیرا بره و بذاره من تنهایی کارارو تموم کنم و بیام
سحر:کاوه بسه بسه کشتی منو به خدا من میتونم مواظب خودم باشم برو! کاوه:نخیرم مگه
من میذارم تو تنهایی بمونی اینجا،خطرناکه،بعدم من برات بلیط گرفتم سحر:خب
جریمشو میدم ولی من نمیتونم بیام وسط زمین و اسمون این همه کارو که به هم گره خورده ول
کنم؟نمیشه!! کاوه:بابات میاد نترس خانوم مسئول نمیدونم این حس مسئولیت پذیریتو
از کی به ارث بردی فقط سحر:باشید برید دیگه ۲ساعت دیگه باید ۲فرودگاه باشیدا دیر میشه
ها! کاوه:نترس تو پاشو بریم دیگه-مثل بچه ها شده بود قیافش که پچیزی میخوانو
مامانشون نمیخره- سحر:بابا پاشین برین کاوه جون عزیز من برو برین منم میام دیگه ۲هفته دیگه
کار منم تموم میشه کاوه:اصلا به درک نیا ولی دلت وا۳ کامران تنگ نشده؟
سحر:خب...من... کاوه:اهان اهان دیدی؟دیدی؟بیا دیگه پس سحر:خب من ....اااا
میخواد دل منو بسوزونه برو دیگه اه!! کاوه:باشه نیا کامرانم بزا دق کنه گوشه اون اتاق وقتی
اومدی دیدی.... سحر:بس کن کاوه من خودم میدونم چیکار میکنم المیرا:خب راس
میگه دیگه کامرانم گناه داره دلش برات تنگ شده دل خودتم تازه بیشتر براش تنگ شده!!
سحر:بس کنین دیگه اه پاشید برید اصلا کی گفته شما ۲تا پاشین دنبال من راه بی افتین بیاین اینجا-
اینارو با تقریبا داد گفتم و به سمت در اشاره کردم که یعنی برن بیرون- کاوه:حرف
اخرته؟ سحر:اره دقیقا المیرا:تا فرودگاهم نمیای؟
سحر:چرا!!![]()
رسیدیم فرودگاه دلم نمیاومد ازشون جدا شم دلم میخواست منم باهاشون برم ولی همش حرف بابا تو
ذهنم میاومد که گفته بود کارو رو هوا ولش نکنین اون روز اولین باری بود که با تموم وجودم گریه کردم
بدون این که از کسی بترسم......
خب اینم از این ۲سال گذشت و وبمون بزرگتر شد الان میتونه راه بره حرف بزنه خودش قاشق میگیره دستش![]()
![]()
بزنین به تخته چش نخوره![]()
کادو هم بدین بدون کادو شام داده نمیشود
چقد مادی گرا![]()
نظرهم یادتون نره لطفا
![]()
نظرهم یادتون نره لطفا
![]()
نظرهم یادتون نره لطفا
![]()
نظرهم یادتون نره لطفا
![]()
خلاصه این که نظرم یادتون نره!!!!!!!
................................................................................
................................................................................
................................................................................
love&kiss u,bye
![]()
![]()
![]()
.

